ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
92
تاريخ گيلان ( فارسى )
مىگذرانيدند . و چون در فترات كامران ميرزا ، محمد بيك - ولد احمد سلطان ، برادر بزرگتر على بيك سلطان - حسب الفرمودهء كامران در دست ملك احمد سراوانى ، به قتل رسيده بود و كامران به ماسوله رفته ، سلطان محمود خان نام پسرى را كه شيرزاد ماكلوانى ، به پسرى جمشيد خان برداشته ، خروج كرده بود و در طالش تتفرود به هم رسانيده ، در موضع شنبهبازار به قتل آورده بود « 1 » ، على بيك سلطان از او متوهم گشته ، از راه طارم به قزوين رفته بود . و كامران ميرزا هفات و ذلات « 2 » بسيار در باب او نوشته و تهمت خروج و عصيان ، به مشار اليه نموده ، به ميرزا سليمان وزير عريضه داشت « 3 » كرده بود . ميرزا سليمان وزير و اركان دولت ، على بيك سلطان را از قزوين دو تساق « 4 » نموده ، مصحوب اصلان بيك قورچى شاملو ، به قلعهء اصطخر فارس فرستادند و مدت سه سال مشاراليه در قلعهء مذكوره محبوس و از آسايش مأيوس بود ، تا آنكه دو نفر از ملازمان وى احوال گرفتارى و بىگناهى او را ، در روضهء مقدسهء مطهرهء متبركهء رضويه جفّت بانوار السبحانيّه و الاثار القدسيّه در هنگام طواف ، به نواب شاه خدابنده عرض نمودند . و خدابنده محمد شاه را بر عجز و انكسار ملازمان مزبور رحم آمده ، از ديوان قدرت نشان ، حكم خلاصى و فرمان آزادى على بيك - پسر احمد سلطان - نفاذ يافته ، مقرر شد كه كوتوال قلعهء اصطخر فارس ، على بيك را مطلق العنان سازد و بعد از وصول فرمان ، على بيك سلطان ، از زندان استخلاص يافته و به دار السلطنهء قزوين به درگاه شاهى رسيده ، به ايثار درم و دينار ، جذب خاطر و جلب قلوب امرا و اركان دولت نموده ، منصب وكالت پسر شاه جمشيد خان به علاوهء مرتبهء امارت الكاى بيهپس را بدستور والد خويش
--> ( 1 ) - معنى اين عبارت روشن نيست . ( 2 ) - ظاهرا : هفوات و زلات . ( 3 ) - ظاهرا : عرضه داشت . ( 4 ) - نسخهء د : دوستاق .